تبليغاتX
درو داف کمر باریک

















درو داف کمر باریک

سلام

+نوشته شده در پنجشنبه 10 بهمن1387ساعت11:41توسط غزل | |

          تنها نشسته ام و به افقی تکراری خیره مانده ام . خاطرات دور آرام آرام پیش

 می آیند واز کنارم عبور می کنند . به باغچه نگاه می کنم . گلهای سوسن برایم

 شعر می خوانند .
دلم می گیرد .


                  گویا کسی می خواهد پنجره را ببندد ، گویا کسی می خواهد بالهای

 گنجشکان را تحریف کند . سقف روی سرم سنگینی می کند وشانه هایم تحمل هوا

 را هم ندارند . چقدرآفتاب کشدار می تابد ، چقدر روز رقیق است .


دلم می گیرد .


                  گویا کسی می خواهد فردا را با خود ببرد ، گویا کسی می خواهد

 خاطرات مرا پاک کند ، گویا کسی می خواهد مرا از من بگیرد . روزهایم تند تند

 هاشور می خورند .


       دراین صبح خسته ای که به کبودی می زند و حوصله حوضها هم سر رفته است

 ، می خواهم در ستایش تو آواز بخوانم . می خواهم آنقدر قد بکشم که ستاره ها

 روی شانه هایم بنشینند . می خواهم از شیشه ها هم بی ریاتر شوم .


    کاش می دانستی که بی تو بغض روی بغض می نشیند .


    کاش می دانستی که فرصتها چونان شهاب می گذرند و انسان به پلک برهم

 زدنی پیر می شود ، آنقدر پیر می شود که عشق و دوستی را هجا نتواند کرد .

 

+نوشته شده در یکشنبه 1 دی1387ساعت9:41توسط غزل | |

          سلام

وسط هفته مادر گرامی مهمانی گرفته است و مجبورم در نقش کلفت خانواده انجام وظیفه کنم! مهمانی رفتن برای خانمها یک پروسه است! قبلش باید بروی آرایشگاه! روز مهمانی سه ساعت مرخصی بگیری که به خودت برسی! تازه برای اینکه کم نیاورم یک جفت گوشواره حلقه ای بزرگ خریده ام که می خواهم گوشم کنم!(به قواره یک پیش دستی!) کلفت فشن اگر خواستید خبرم کنید!

+نوشته شده در یکشنبه 24 آذر1387ساعت11:56توسط غزل | |


آدم فوضول = به همه چیز غیر از خودش.

آدم های با کلاس = به مدل ماشینشان.

آدم های بی کلاس = به مدل موتور گازیشان.

آدم بیکار = به طول خیابانها.

ساندویچی = به شکم مشتری.

راننده اتوبوس = به بلیط.

مدیر مدرسه = به شغل پدر دانش اموز.

کفاش = به کفش عابران.

گدا = به جیب مردم.

+نوشته شده در جمعه 8 آذر1387ساعت11:58توسط غزل | |

فتم كه دوستت دارم ، گفتی كه باور نداری
گفتم اين كلمه را از حفظ نمی گويم از ته دلم می گويم ، گفتی دلم را نيز باور نداری
سكوت تلخی كردم و از ته دلم آه كشيدم. مدتی سكوت با چشمانی خيس
گونه ام خيس شد و قلبم شكسته
گفتی كه تو قلبم را شكستی ، گفتم كه قلبت شكسته نشد ، احساست در هم شكست
گفتی سكوت كن ميخواهم گريه كنم ، من نيز سكوت كردم و با گريه تو نا آرام شدم و اشك ريختم

گفتی بی خيالی از اشكهايم ،چيزی نگفتم ، و باز سكوت و يك آه تلخ
گفتی كاش كه عاشق نمی شدم ، گفتم عاشقی همه اين دردها را دارد
گفتی خسته شدی از همه كس ، گفتم من با تو می مانم
گفتی خيلی تنهايی ، گفتم كسی كه عاشق است تنهايی را نمی شناسد
و باز گفتی تنهايی ، گفتم كسی كه عاشق است قلب يارش بايد همان تنهايی او باشد
گفتی كه اين حرفايت تكراری است ، گفتم به جز تكرارش راهی نيست

گفتی كه آغوشت را ميخواهم ، گفتم كه منتظر بمان عزيزم
گفتی كه شانه هايت را ميخواهم ، دلم به درد آمد از دوری ات و به غم نشستم
گفتی كه تو از حرفهايم پريشانی ، گفتم حرفی نيست و حرفهايت شكنجه ای بيش نيست
گفتی كه لبخندی بزن ، گفتم كه حس لبخند نيست
گفتم با اينكه اين كلمه تكراری است و با اينكه باور نداری باز ميگويم كه دوستت دارم
چيزی نگفتی و سكوت كردی


گفتم كه دوستت دارم ، دوستت دارم و دوستت دارم و اشك از چشمانم سرازير شد
و باز چيزی نگفتی و به جای سكوت اينبار تو نيز مانند من اشك ريختی

 

تو برو از این به بعد تنهایی یاورم میشه.....

تقدیم به سن میرزاییا

+نوشته شده در دوشنبه 22 مهر1387ساعت10:4توسط غزل | |

سلام خوبین...؟چه خبرا...؟ خوش میگزره...؟

ببخشید اگه یه مدت نبودم  اخه مسافرت بودم جا همه ی دوستای گلم خالی بود

 

جان منی.......

 

        جان من جان مني نازنينم سرو سامان مني       

  دين و ايمان مني جان من جان مني

     چشم ناز تو خمار مي بري از دلم ارام و قرار     

 همه دار و ندار چشم ناز تو خمار

 با من به از اين باش      يار مهربان من باش

با من به از اين باش         مهربان من باش

 قد و بالاي تو شراب مده بر زلف پريشان شده تاب

 به دلم رنج و عزاب

گل نرگس تن تو گل چين چين شده بر دامن تو

گل نرگس تن تو

ميكشم در نفسم بوي تو را كس ندارد

به جهان موي تو را چشم و ابروي تو را

با من به از اين باش      يار مهربان من باش

با من به از اين باش         مهربان من باش

 جان من جان دلم به از اين باش كه پريشان دلم

بي تو ويران دلم

هر چه گويي تو همان هر چه خواهي تو بكش خط و نشان

 اي بلاي تو به جان

ميكشم در نفسم بوي تو را كس ندارد

 به جهان موي تو را چشم و ابروي تو را

با من به از اين باش      يار مهربان من باش

با من به از اين باش         مهربان من باش

 

 

 

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت18:44توسط غزل | |

 


اما وقتي روي شيشه بخار گرفته اي نوشتم:
دوستت دارم
آرام گريست....

+نوشته شده در یکشنبه 6 مرداد1387ساعت18:23توسط غزل | |

به تو عادت کرده ام

مثل گلبرگی به شبنم

مثل مجروحی به مرحم

مثل عاشقی به غربت....

+نوشته شده در سه شنبه 11 تیر1387ساعت19:26توسط غزل | |

روز مادر مباااااارک 

دوستت دارم مادر مهربانم

+نوشته شده در دوشنبه 3 تیر1387ساعت19:53توسط غزل | |

+نوشته شده در شنبه 25 خرداد1387ساعت18:9توسط غزل | |

شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی.

پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد.

در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش ، نداشته‌هاش رو از خدا طلب می‌کرد، انگاری با چشم‌هاش آرزو می‌کرد.

خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد.
-
آهای، آقا پسر
!
پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را به ‌او داد.پسرک با چشم‌های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید
:
-
شما خدا هستید؟

-
نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!
-
آها، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید!

+نوشته شده در پنجشنبه 23 خرداد1387ساعت10:4توسط غزل | |

قسم به عشقمون قسم همش برات دلواپسم

 

قرار نبود این جوری شه یهو بشی  همه  کسم

 

راستی چی شد چه جوری شد این جوری عاشقت شدم

 

شاید می گم تقصییر توست تا کمش از جرم خودم

 

به ملاقات آمدم ببین که دل سپرده داری

 

چگونه عمری از احساس عشق شدی فراری

 

نگاهم کن دلم را عاشقانه هدیه کردم

 

تو دریا باش من جویبار عشقو در تو جاری

 

من از پروانه بودن ها،

 

من از دیوانه بودن ها

 

من از بازی یک شعله سوزنده،

 

 که آتش زده به دامن پروانه نمی ترسم

 

من از هیچ بودن ها،

 

 از عشق نداشتن ها

 

از بی کسی و خلوت انسانها می ترسم

 

راستی چی شد چه جوری شد این جوری عاشقت شدم

 

شاید می گم تقصییر توست تا کمش از جرم خودم

 

من از عمر رفاقت ها،

 

 من از لطف صداقت ها

 

من از بازی نور در سینه ی بی قلب ظلمت ها نمی ترسم

 

من از حرف جدایی ها ،برگ آشنایی ها

 

من از میلاد تلخ بی وفایی ها می ترسم

 

راستی چی شد چه جوری شد این جوری عاشقت شدم

 

شاید می گم تقصییر توست تا کمش از جرم خودم

 

+نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد1387ساعت18:55توسط غزل | |

آتشی بود و فسرد


رشته ای بود و گسست

دل چو از بند تو رست

جام جادوئی اندوه شكست

آمدم تا بتو آويزم

ليك ديدم كه تو آن شاخه بی برگی

ليك ديدم كه تو به چهره امیدم

خنده مرگی

وه چه شيرينست

بر سر گور تو ای عشق نيازآلود

پای كوبيدن

وه چه شيرينست

از تو ای بوسه سوزنده مرگ آور

چشم پوشيدن

وه چه شيرينست

از تو بگسستن و با غير تو پيوستن

در بروی غم دل بستن

كه بهشت اينجاست

بخدا سايه ابر و لب كشت اينجاست

تو همان به كه نينديشی

بمن و درد روانسوزم

كه من از درد نياسايم

كه من از شعله نيفروزم ...

+نوشته شده در دوشنبه 16 اردیبهشت1387ساعت18:30توسط غزل | |

سلام خوبین؟؟؟؟ میخواستم راجع به اسم وبم حرف بزنم.... . گفته

 

بودن چرا این اسم رو انتخاب کردم؟؟؟؟ در حواب باید بگم من

 

چون خیلی اهنگ دافای سکسی رو دوست داشتم این اسم رو انتخاب

 

کردم.... .

 

و هیچ ربطی هم به این نداره که من میخواستم مطالب سکسی بنویسم یا

 

اینکه علاقه ی شدیدی به سکس دارم.... . فقط چون اسمشو دوست

 

داشتم انتخاب کردم فقط همین....... .

 

امیدوارم از وبم خوشتون بیاد و باعث ناراحتی کسی نشده باشم.

 

قربون شما غزل جون...... .

+نوشته شده در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387ساعت10:31توسط غزل | |

سلام خوبین؟؟؟؟ 

                                               عیدتون مبارک

وااااای شرمندم  اینقد دیر اومدم به خدا مشهد نبودم نتونستم بیام نت

اما این دفعه ۱ ادزس دارم که ماله اونایی که اهل کل کلن بیان عضو شن. دختر و پسر

هز کی میخواد عضو شه به این ادرس مراجعه کنه و نظر بده که مخواد عضو شه.

http://only-kal-kal.blogfa.com 

عشق يعني همچو من شيدا شدن...



عشق يعني قطره و دريا شدن....



عشق يعني با شقا يق غرق خون....



عشق يعني درد محنت در درون.....



عشق يعني معني رنگين کمان....



عشق يعني لحظه هاي ناب ناب....



عشق يعني ديده بر در دوختن....



عشق يعني در فراغش سوختن....



عشق يعني لحظه هاي التهاب....


____xxxxxxxx______xxxxxxxxxxx
___xxxxxxxxxxxx___xxxxxxxxxxxxx
___xxxxxxxxxxxxxx_xxxxxxxxxxxxxx
___xxxxxxxxxxxxxxx_xxxxxxxxxxxxx
____xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
_____xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
______xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
_________xxxxxxxxxxxxxxxxxx
___________xxxxxxxxxxxxx
_____________xxxxxxxxx
______________xxxxxx
_______________xxxx
_______________xxx
______________xx
_____________x
___________x

منتظریم هااااااااا.

خدا یار و نگه دارتون

+نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین1387ساعت18:10توسط غزل | |

زمان گنگ مي شود و من گم مي شوم در هياهوي خيال

و تو را مي بينم در کنار خود

به سوي من مي نگري با همان لبخند هميشگي

و مي بينم دستانت را در دستان خود

دوباره زمان گنگ مي شود و من دوباره گم مي شوم

اين بار در واقعيت و دور از خيال

و مي بينم خود را در گوشه اي از اتاق

و باور مي دارم جدا از تو بودن را

و خيسي برگه دفتر خاطراتم که با چشمه ديده ، تر گشته است

و سنگيني تنهايي را که بر ستون فقراتم بيداد مي کند   

+نوشته شده در شنبه 25 اسفند1386ساعت12:43توسط غزل | |

 

دراین سرای بی کسی کسی به درنمی زند

                                    به دشت پرملال ما پرنده پرنمی زند

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

 

این عکسا برای یک عزیزه

+نوشته شده در جمعه 10 اسفند1386ساعت12:38توسط غزل | |

                         

                        happy valentine

سلام میکنم به تمامه درو دافا چطورین؟؟؟ تبریک میگم جیگرا..................... .

+نوشته شده در پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت16:1توسط غزل | |

راجعه به پست اوله اولمم باید بگم با اجازه شما رفتم تو ۱۶ قدمم اشتباه میکردم۱۶۰ است. و حالا هم فکر کنم عاشقم لیدا لطفا منو نزن اخه فکر کنم از عشق بدت میاد نه؟؟؟؟ ولی عاشق تر از سارا تو دنیا وجود نداره. منو لیدا و سارا تو یک مدرسه بودیم بعدش چون من خیلی شیطون بودمو گند کاری زیاد در اورده بودم روم نشد دیگه تو چشای خانم جلیلی نیگاه کنم ایشون ناظم مهربان. خوشگل. خوشتیپ. مدرسه ی ماست. اه اه اه حالم ازش به هم میخوره یه سگه به تمام معنی لیدا من رفتم مدرسه رو به دسته تو و سارا گذاشتم واااااااااااااااااااااااااااای به حالتون اگه عشقه منو اذیت کنین جلیلی رو میگم هااااااااااااااااااااا. خاک تو سرش کنن.

بچه ها من اصولا با معلما مشکلی ندارم ولی این جلیلی وای خدا نصیبه گرگ بیابونم نکنه.

لیدا راستی م. اع... . داره از عشق تو میسوزه. یک قرار ردیف کن گمشیم بریم بیرون. بریم کارای بد بکنیم عیب نداره برگشتیم توبه کنیم( چون فهمیدم از تهی بدت میاد این تیکه اهنگشو گزاشتم) راستی جلیلی گوشیتو نداد؟؟؟؟؟؟؟؟ اگه داده که شمارتو بده عزیز جون.

بچه ها ببخشید اگه این پستم عمومی نبود ولی چون از لیدا شماره ای ندارم مجبور شدم تو وب بنویسم.

دوستون دارم بااااااااااااااااااااااااای

+نوشته شده در چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت16:34توسط غزل | |

پس کجایین شماها؟؟؟؟؟؟؟

ای سارای بدجنس میکشمت تو رو حالا ببین خودت میدونی واسه چی

بله به وبلاگ سارا جونم سر بزنید اون که به ما سر نمیزنه شاید به شما سر زد. راستی چون این کارو کردی اون کاری که گفتی نمیکنم.

بیخیال بچه ها دلم واسه همتون تنگ میشه.

همتونو دوست دارم مثلا: سارا جون.لیدا جونم قربونش برم که اینقدرم کم لطفه سالی یک بار میاد پیشم. سامان عزیز. فربد که اونم رفتش. میلاد جون. سهراب. سام که اصلا به ما سر نمیزنه. علی اقای عزیز. تو رو خدا منو دعا کن. سامی عزیزم.ایدین جون. جواد اقا.کیشمیش خانم. غزل خانم گل.کودک خیابانی.زیبا جونه بی معرفت که کم میاد پیشمو....................................................... .

تا ۱ هفته ای بااااااااای.

د د د د د د و س س س س س س ت وووووووووووووووووووووووووووووووووون دااااااااااااااااااااااااااااااااااررررررررررررم. (چی شد؟؟؟)

+نوشته شده در پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت10:58توسط غزل | |

دوستت دارم

+نوشته شده در یکشنبه 30 دی1386ساعت9:42توسط غزل | |

سلام میکنم به همه ی دوستای خوبم 

دیروز تولدم بود رفتم تو ۱۶ 

حیف که امسال به خاطره محرم تولد نگرفتم ولی عیبی نداره 

                تولدم مبارک..........

منتظرم بیاین پیشم 

دوستون دارم

در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر

با همه تلخی و شیرینی خود میگذرد

عشقها می میرند

رنگها ، رنگ دگر می گیرند

و فقط خاطره هاست

که چه شیرین و چه تلخ

دست نخورنده به جا می ماند

باااااای

+نوشته شده در سه شنبه 25 دی1386ساعت16:26توسط غزل | |

رويا؟! نميدونم الان كجايي و داري چي كار ميكني؟ اما اگه خدايي وجود داشته باشه تو الان تو بهشتي، رويا چرا تركم كردي؟ مگه من برات دوست خوبي نبودم؟ خدايا چرا؟ چرا اون؟ اون كه گناهي نداشت! اون كه من حاضرم قسم بخورم كه هيچ گناهي نداشت چرا خوبا رو ميبري؟خسته شدم از این زندگی نکبتی اخه چقدر صبر چقدر تحمل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بی صبرانه منتظر دیدنت هستم.

+نوشته شده در سه شنبه 4 دی1386ساعت5:49توسط غزل | |

به اوو بگویید که چقدر دوسش دارم 

جیگر همتون. خوبین؟؟؟؟

من نمردم ها از این فکرا نکنین فقط سرم شلوغ شده خفن 

 

بازم شرمنده اگه دیر به دیر میام تو وبتون 

باییییییی

+نوشته شده در یکشنبه 11 آذر1386ساعت13:39توسط غزل | |

2نفر كه همديگه رو خيلي دوست داشتن، با خواندن 1جمله ي معروف از هم جدا ميشن تا همو امتحان كنن و هر كدام در انتظار ديگري، همديگر را هيچ وقت نمي بينند! چون هر دو اتفاقي به جمله معروف شكسپير بر ميخورند:عشقت را رها كن اگه برگشت مال تو والا از اولم مال تونبوده!

+نوشته شده در جمعه 9 آذر1386ساعت20:25توسط غزل | |

مرا به تنهايي خود گذاشتن همه------ همه رفتند، ولي تو هم؟؟؟!!!

+نوشته شده در پنجشنبه 8 آذر1386ساعت17:40توسط غزل | |

شاید تنها چیزی که انتظارشو نداری از زبون کسی که بهش گفتی "دلم گرفته"، بشنوی، این باشه که "زنگ بزن لوله بازکنی"!!! ... ...

خوب البته همیشه همه چیز اونطور که انتظار داری پیش نمیره...!

+نوشته شده در پنجشنبه 1 آذر1386ساعت21:58توسط غزل | |

  مخ زدن دخترای پایین شهر 

  قسمت اول
                                وسایل مورد نیاز:چیز خاصی مورد نیاز نیست فقط
                                کافیه مقداری روغن و واکس مو از سرتون چکه کنه و
                                ترجیحاً صورتتون پر از جای چاقو باشه.چون دخترای
                                این قسمت شهر به کسی پا میدن که یه نمه تو مایه
                                های فردین باشه!
                                روش مخ زدن:پس از اطمینان از اینکه سوژه مورد نظر
                                برادر یا پسر خاله یا پسر عمو و اینا نداره میرید
                                به سمتش و بهش میگید:آبجی یه غلام لوتی نمی خوای؟!
                                تبریک میگم شما تونستی یه زید واسه خودتون ردیف
                                کنید!از همین الان دارم هفته بعد رو مجسم میکنم که
                                یه پیکان جوانان گوجه ای زیر پا و زید بغل و جاده
                                شمال!!!

--------------------------------------------------------------------------------------------

قسمت دوم                                         مخ زدن دخترای بالا شهری
                              
                                وسایل مورد نیاز:یک جفت صندل سفیدDarki –شلوار مدل
                                بوسینی ,Buddyو یا هر شلواری که بشه دمپاش رو بالا
                                زد-یک تیشرت خط دار حلقه ای (ترجیحاً آبی کمرنگ یا
                                مشکی)- ترجیحاً موی بلند – ریش عجیب و غریب- چشمای
                                هیز و کشیده –ماشین بالای 15 میلیون و همچنین
                                مقداری زبان به اندازه کافی!
                                روش مخ زدن: دیگه مخ زدن با گفتن واژه هایی
                                مثل:خانوم ببخشید ساعت چنده؟ - میشه وقتتون رو
                                بگیرم؟ - جیگرتو بخورم و ... کاربردی نداره باید و
                                باید به جاش کار های زیر رو انجام بدید:
                                1- به بالای شهر رفته و جلوی یکی از مراکز تجاری
                                مقادیری با ماشین خود به متر کردن خیابون ها می
                                پردازید.2-سوژه مورد نظر را شناسایی میکنید 3- با
                                ماشین خود جولوی پای سوژه توقف نموده و از ماشین
                                پیاده میشوید(ضبط ماشین روشن باشد). 4- وقتی از
                                ماشین پیاده شدید در ماشین رو باز گذاشته و بدون
                                اینکه حتی نیم نگاهی به سوژه بیندازید وارد مرکز
                                تجاری میشوید .5-سپس از مرکز تجاری خارج میشوید و
                                به سمت ماشین خود می آیید .(بهتون قول میدم سوژه
                                همچنان کنار ماشین شما ایستاده است)6-سوار ماشین
                                می شوید و اصلا به سوژه توجه نمیکنید.7- با ماشین
                                چند متر به جلو میروید اما دنده عقب می کنید و به
                                سمت سوژه می آیید و به او می گویید:سلام.بیا بالا
                                .شرمنده که منتظرت گذاشتم .آخه کار داشتم.حالا
                                بشین بریم!
                                تبریک میگم شما مخ یه دختر بالا شهری رو زدید!

-------------------------------------------------------------------------------------------- 
             قسمت سوم                                  دخترای وسط شهر      
                               

                                وسایل مورد نیاز:همه چیز های بالا به غیر از ماشین
                                بالای 15 میلیونی.(پراید و 206 برای چنین مواردی
                                مناسبه.مواظب باشید که ماشینتون کلاسش از 206
                                بیشتر نباشه چون دختره در این مواقع احساس
                                سرخوردگی و تضاد طبقاتی شدید میکنه و عمراً بتون
                                پا بده!)
                                روش مخ زدن:1-با ماشین خیلی آروم در کنار خیابون
                                حرکت میکنید و هر دختری که دیدید جولوش ترمز
                                میکنید و بش میگید : سلام. سوار شو بریم با هم یه
                                دور بزنیم(تور میزنید)
                                تبصره: 87 درصد دختر ها در این هنگام سوار ماشین
                                نمیشن اما شما نا امید نشید و بازم به طرف گیر
                                بدید و بتون اطمینان میدم که طرف در بار سوم سوار
                                ماشین میشه.

--------------------------------------------------------------------------------------------
     

                                 اما از اونجایی که میدونم همه پسرا عادت دارن لقمه
                                گنده تر از دهنشون بر دارند - حتی اگر قیافه اونها
                                یه چیزی تو مایه های دمت گرم باشه – و به دنبال
                                دخترای فشن و با کلاس هستند , پس من سر همین موضوع
                                تمرکز می کنم و بتون میگم که چیکار کنید اما ابتدا
                                به شیوه تبلیغ های تلویزیونی با چند تا سوال شروع
                                میکنم:
                                آیا شما تازه به شهر آمده اید ؟
                                آیا شما جوات هستید؟
                                آیا شما قیافه ای فاجعه آمیز دارید؟
                                آیا صورت شما طی عملیات شهادت طلبانه ای در جنگ
                                جهانی دوم مورد اصابت خمپاره قرار گرفته است؟(یه
                                چیزی تو مایه های همون فاجعه آمیز)
                                آیا شما لهجه دارید؟
                                آیا شما به دنبال یک دختر کلاس بالا می گردید؟
                                آیا شما دنبال دختری با شلوار برمودا هستید؟
                                و بالاخره آیا شما به دنبال زیدی هستید که زمین تا
                                آسمان از نظر تیپ و مایه و قیافه با توی در به در
                                تفاوت داشته باشد؟
                                اگر جواب همه سوال های بالا بلی یا آره یا Yes
                                هستند لازم است به شما بگویم که هرگز نگران نباشید
                                .چون ما این نیاز شما را کاملاً برطرف میکنیم!
                                شما با داشتن تنها چند بلیط اتوبوس می توانید به
                                خواسته خود برسید!بله درست حدس زدید! کافیه چند تا
                                بلیط اتوبوس داشته باشید!
                                قبل از اینکه چگونگی مخ زدن رو بتون یاد بدم ابتدا
                                آماری از پا دادن دخترای بالا شهر بگم:
                                1-دخترای که پاتوقشون بالای شهر می باشد فقط به
                                ماشین دار ها پا میدن و اگر شما ماشین ندارید یا
                                ماشینتون کمتر از15 میلیون هست نیازی نیست وقتتون
                                رو تلف کنید و به چنین مکان هایی برید و بهتره که
                                به همون پایین شهر بسنده کنید!
                                2-دخترایی که پاتوقشون خیابون های خیلی با کلاس
                                شهر می باشد حتی با ماشین 15 میلیونی هم نمیشه
                                مخشون رو زد چون این دخترا قبلاً مخشون زده شده
                                (توسط بچه محل هاشون) و جنس بی صاحاب در چنین مکان
                                هایی پیدا نمیشه!

--------------------------------------------------------------------------------------------

                                ۱-  اونایی که تا یه پسر می بینن سریع مثل مگس زل
                                میزنن تو چشمای طرف


                                3-اونایی که خیلی تابلو رفتا
ر می کنن و سرشون با
                                گوششون بازی میکنه! 


                                4-اونایی که تو خیابون حتی با دیدن ویترین بقالی
                                وایمیسن و پفک و چیپس ها رو دید می زنن!


                                5- اونایی که خیلی زشت هستند و سال به سال نخ
                                اصلاح و اپی لیدی مصرف نمی کنن!
                                بتون قول میدم که اینگونه دختر ها حتی اگر یه تیکه
                                جواتی هم بشون بندازین سریع پا میدن و میان آویزون
                                شما میشن!

--------------------------------------------------------------------------------------------


                                اولین قدم جهت مخ زدن انتخاب سوژه میباشد. یعنی
                                باید بفهمی کدوم دختر پا میده و کدوم پا نمیده !
                                که تشخیص این امر خیلی ساده است. فقط نیازمند کمی
                                وقت و بیکاری است.یعنی شما میرید سر خیابون
                                وایمیسید و به دقت خواهران شرعی خودتون رو زیر نظر
                                میگیرید و اونایی که رفتارشون به شرح زیر می باشد
                                بلا نسبت مثل سگ پا میدن!!!

بایییییییییییی

+نوشته شده در چهارشنبه 30 آبان1386ساعت14:24توسط غزل | |

ایکاش در چشم هایت تردید را دیده بودم یا از همان روز اول از عشق ترسیده بودم

ایکاش ان شب که رفتم از اسمان گل بچینم پروانکی چیده بودم گل را به دست تو دادم

حتی نگاهم نکردی ان شب نمیدانی اما تا صبح لرزیدی بودم ان شب تو با خود نگفتی

که بر سر من چه امد با خود نگفتی ز دستت من باز رنجیده بودم انگارپی برده بودی دیوانه ات گشته ام من

تو عاشق من نبودی و دیرفهمیده بودم از ان شب سرد پاییز که چشم من به تو افتاد

گفتم ایکاش شب ها هر گز نخوابیده بودم از کوچه که میگذشتیم حتی نگاهم نکردی

چشمت پی دیگری بود این را نفهمیده بودم. ان شب منو و اشک و مهتاب تا صبح با هم نشستیم

ایکاش یک خواب بد بود چیزی من دیده بودم تو اهل ان دوردستی من یک اسیر زمینی

عشق زمین و افق را ایکاش زمین سنجیده بودم بی تو چه شب ها که تا صبح حسرت با تو بودن

اندوه ویرانیت را تنها پرستیده بودم وقتی صدا کردی از دور با عشوه ای نادرت را

ان لهجه نقره ای را ایکاش نشنیده بودم انگار تقصیر من بود حق با تو و اسمان است

وقتی که تو میگذشتی از دور خندیده بودم اما به پروانه سوگند تنها تنها گناهم همینست جای تو

بودم اگر من صد بار بخشیده بودم باید برایت دعا کرد اباد باشی و سرسبز

ایکاش هرگز نبینی چیزی که من دیده بودم اندوه بی اعتنای چه یادگار عجیبی ست

اما چه شب ها که ان را از عشق بوسیده بودم حالا بدان تو که رفتی در حسرت بازگشت

یک اسمان اشک ان شب در کوچه پاشیده بودم هرگز پشیمان نگشتم ازانتخاب تو هرگز

رفتی که شاید بدانم بیهوده رنجیده بودم حالا تو را به شقایق دیگر بیا کوچ کافیست

جای تو بودم اگر من این بار بخشیده بودم........................... ..

+نوشته شده در پنجشنبه 24 آبان1386ساعت20:56توسط غزل | |

من اهنگ غريب روزگارم غمي در انتهاي سينه دارم تمام هستي ام يك قلب پاك است كه ان را زير پايت ميگزارم.

+نوشته شده در پنجشنبه 24 آبان1386ساعت16:19توسط غزل | |