|
سلام
تنها نشسته ام و به افقی تکراری خیره مانده ام . خاطرات دور آرام آرام پیش می آیند واز کنارم عبور می کنند . به باغچه نگاه می کنم . گلهای سوسن برایم شعر می خوانند . گنجشکان را تحریف کند . سقف روی سرم سنگینی می کند وشانه هایم تحمل هوا را هم ندارند . چقدرآفتاب کشدار می تابد ، چقدر روز رقیق است . خاطرات مرا پاک کند ، گویا کسی می خواهد مرا از من بگیرد . روزهایم تند تند هاشور می خورند . ، می خواهم در ستایش تو آواز بخوانم . می خواهم آنقدر قد بکشم که ستاره ها روی شانه هایم بنشینند . می خواهم از شیشه ها هم بی ریاتر شوم . زدنی پیر می شود ، آنقدر پیر می شود که عشق و دوستی را هجا نتواند کرد .
سلام وسط هفته مادر گرامی مهمانی گرفته است و مجبورم در نقش کلفت خانواده انجام وظیفه کنم! مهمانی رفتن برای خانمها یک پروسه است! قبلش باید بروی آرایشگاه! روز مهمانی سه ساعت مرخصی بگیری که به خودت برسی! تازه برای اینکه کم نیاورم یک جفت گوشواره حلقه ای بزرگ خریده ام که می خواهم گوشم کنم!(به قواره یک پیش دستی!) کلفت فشن اگر خواستید خبرم کنید!
آدم فوضول = به همه چیز غیر از خودش. آدم های با کلاس = به مدل ماشینشان. آدم های بی کلاس = به مدل موتور گازیشان. آدم بیکار = به طول خیابانها. ساندویچی = به شکم مشتری. راننده اتوبوس = به بلیط. مدیر مدرسه = به شغل پدر دانش اموز. کفاش = به کفش عابران. گدا = به جیب مردم.
فتم كه دوستت دارم ، گفتی كه باور نداری گفتی كه آغوشت را ميخواهم ، گفتم كه منتظر بمان عزيزم تو برو از این به بعد تنهایی یاورم میشه..... تقدیم به سن میرزاییا
سلام ببخشید اگه یه مدت نبودم جان منی.......
به تو عادت کرده ام مثل گلبرگی به شبنم مثل مجروحی به مرحم مثل عاشقی به غربت....
روز مادر مباااااارک دوستت دارم مادر مهربانم
پسرک، در حالیکه پاهای برهنهاش را روی برف جابهجا میکرد تا شاید سرمای برفهای کف پیادهرو کمتر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه میکرد. در نگاهش چیزی موج میزد، انگاری که با نگاهش ، نداشتههاش رو از خدا طلب میکرد، انگاری با چشمهاش آرزو میکرد. خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالیکه یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد.
قسم به عشقمون قسم همش برات دلواپسم قرار نبود این جوری شه یهو بشی همه کسم راستی چی شد چه جوری شد این جوری عاشقت شدم شاید می گم تقصییر توست تا کمش از جرم خودم به ملاقات آمدم ببین که دل سپرده داری چگونه عمری از احساس عشق شدی فراری نگاهم کن دلم را عاشقانه هدیه کردم تو دریا باش من جویبار عشقو در تو جاری من از پروانه بودن ها، من از دیوانه بودن ها من از بازی یک شعله سوزنده، که آتش زده به دامن پروانه نمی ترسم من از هیچ بودن ها، از عشق نداشتن ها از بی کسی و خلوت انسانها می ترسم راستی چی شد چه جوری شد این جوری عاشقت شدم شاید می گم تقصییر توست تا کمش از جرم خودم من از عمر رفاقت ها، من از لطف صداقت ها من از بازی نور در سینه ی بی قلب ظلمت ها نمی ترسم من از حرف جدایی ها ،برگ آشنایی ها من از میلاد تلخ بی وفایی ها می ترسم راستی چی شد چه جوری شد این جوری عاشقت شدم شاید می گم تقصییر توست تا کمش از جرم خودم
آتشی بود و فسرد
دل چو از بند تو رست جام جادوئی اندوه شكست آمدم تا بتو آويزم ليك ديدم كه تو آن شاخه بی برگی ليك ديدم كه تو به چهره امیدم خنده مرگی وه چه شيرينست بر سر گور تو ای عشق نيازآلود پای كوبيدن وه چه شيرينست از تو ای بوسه سوزنده مرگ آور چشم پوشيدن وه چه شيرينست از تو بگسستن و با غير تو پيوستن در بروی غم دل بستن كه بهشت اينجاست بخدا سايه ابر و لب كشت اينجاست تو همان به كه نينديشی بمن و درد روانسوزم كه من از درد نياسايم كه من از شعله نيفروزم ...
سلام خوبین؟؟؟؟ میخواستم راجع به اسم وبم حرف بزنم.... . گفته بودن چرا این اسم رو انتخاب کردم؟؟؟؟ در حواب باید بگم من چون خیلی اهنگ دافای سکسی رو دوست داشتم این اسم رو انتخاب کردم.... . و هیچ ربطی هم به این نداره که من میخواستم مطالب سکسی بنویسم یا اینکه علاقه ی شدیدی به سکس دارم.... . فقط چون اسمشو دوست داشتم انتخاب کردم فقط همین....... . امیدوارم از وبم خوشتون بیاد و باعث ناراحتی کسی نشده باشم. قربون شما غزل جون...... .
سلام خوبین؟؟؟؟
وااااای شرمندم اینقد دیر اومدم به خدا مشهد نبودم نتونستم بیام نت اما این دفعه ۱ ادزس دارم که ماله اونایی که اهل کل کلن بیان عضو شن. دختر و پسر هز کی میخواد عضو شه به این ادرس مراجعه کنه و نظر بده که مخواد عضو شه. http://only-kal-kal.blogfa.com عشق يعني همچو من شيدا شدن... منتظریم هااااااااا. خدا یار و نگه دارتون
زمان گنگ مي شود و من گم مي شوم در هياهوي خيال و تو را مي بينم در کنار خود به سوي من مي نگري با همان لبخند هميشگي و مي بينم دستانت را در دستان خود دوباره زمان گنگ مي شود و من دوباره گم مي شوم اين بار در واقعيت و دور از خيال و مي بينم خود را در گوشه اي از اتاق و باور مي دارم جدا از تو بودن را و خيسي برگه دفتر خاطراتم که با چشمه ديده ، تر گشته است و سنگيني تنهايي را که بر ستون فقراتم بيداد مي کند
سلام میکنم به تمامه درو دافا چطورین؟؟؟ تبریک میگم جیگرا.......
راجعه به پست اوله اولمم باید بگم با اجازه شما رفتم تو ۱۶ قدمم اشتباه میکردم۱۶۰ است. و حالا هم فکر کنم عاشقم بچه ها من اصولا با معلما مشکلی ندارم ولی این جلیلی وای خدا نصیبه گرگ بیابونم نکنه لیدا راستی م. اع... . داره از عشق تو میسوزه بچه ها ببخشید اگه این پستم عمومی نبود ولی چون از لیدا شماره ای ندارم مجبور شدم تو وب بنویسم دوستون دارم بااااااااااااااااااااااااای
ای سارای بدجنس میکشمت تو رو حالا ببین خودت میدونی واسه چی بله به وبلاگ سارا جونم سر بزنید اون که به ما سر نمیزنه شاید به شما سر زد. راستی چون این کارو کردی اون کاری که گفتی نمیکنم بیخیال بچه ها دلم واسه همتون تنگ میشه همتونو دوست دارم مثلا: سارا جون.لیدا جونم قربونش برم که اینقدرم کم لطفه سالی یک بار میاد پیشم. سامان عزیز. فربد که اونم رفتش. میلاد جون تا ۱ هفته ای بااااااااای. د د د د د د و س س س س س س ت وووووووووووووووووووووووووووووووووون دااااااااااااااااااااااااااااااااااررررررررررررم. (چی شد؟؟؟
سلام میکنم به همه ی دوستای خوبم دیروز تولدم بود حیف که امسال به خاطره محرم تولد نگرفتم تولدم مبارک.......... منتظرم بیاین پیشم دوستون دارم در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود میگذرد عشقها می میرند رنگها ، رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست نخورنده به جا می ماند باااااای
رويا؟! نميدونم الان كجايي و داري چي كار ميكني؟ اما اگه خدايي وجود داشته باشه تو الان تو بهشتي، رويا چرا تركم كردي؟ مگه من برات دوست خوبي نبودم؟ خدايا چرا؟ چرا اون؟ اون كه گناهي نداشت! اون كه من حاضرم قسم بخورم كه هيچ گناهي نداشت چرا خوبا رو ميبري؟خسته شدم از این زندگی نکبتی اخه چقدر صبر چقدر تحمل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بی صبرانه منتظر دیدنت هستم.
به اوو بگویید که چقدر دوسش دارم جیگر همتون. خوبین؟؟؟؟ من نمردم ها از این فکرا نکنین فقط سرم شلوغ شده خفن بازم شرمنده اگه دیر به دیر میام تو وبتون باییییییی
2نفر كه همديگه رو خيلي دوست داشتن، با خواندن 1جمله ي معروف از هم جدا ميشن تا همو امتحان كنن و هر كدام در انتظار ديگري، همديگر را هيچ وقت نمي بينند!
چون هر دو اتفاقي به جمله معروف شكسپير بر ميخورند:عشقت را رها كن اگه برگشت مال تو والا از اولم مال تونبوده!
مرا به تنهايي خود گذاشتن همه------
همه رفتند، ولي تو هم؟؟؟!!!
شاید تنها چیزی که انتظارشو نداری از زبون کسی که بهش گفتی "دلم گرفته"، بشنوی، این باشه که "زنگ بزن لوله بازکنی"!!! ... ... خوب البته همیشه همه چیز اونطور که انتظار داری پیش نمیره...!
مخ زدن دخترای پایین شهر
قسمت اول -------------------------------------------------------------------------------------------- قسمت دوم مخ زدن دخترای بالا شهری -------------------------------------------------------------------------------------------- وسایل مورد نیاز:همه چیز های بالا به غیر از ماشین -------------------------------------------------------------------------------------------- اما از اونجایی که میدونم همه پسرا عادت دارن لقمه -------------------------------------------------------------------------------------------- ۱- اونایی که تا یه پسر می بینن سریع مثل مگس زل -------------------------------------------------------------------------------------------- بایییییییییییی
ایکاش در چشم هایت تردید را دیده بودم یا از همان روز اول از عشق ترسیده بودم
ایکاش ان شب که رفتم از اسمان گل بچینم پروانکی چیده بودم گل را به دست تو دادم حتی نگاهم نکردی ان شب نمیدانی اما تا صبح لرزیدی بودم ان شب تو با خود نگفتی که بر سر من چه امد با خود نگفتی ز دستت من باز رنجیده بودم انگارپی برده بودی دیوانه ات گشته ام من تو عاشق من نبودی و دیرفهمیده بودم از ان شب سرد پاییز که چشم من به تو افتاد گفتم ایکاش شب ها هر گز نخوابیده بودم از کوچه که میگذشتیم حتی نگاهم نکردی چشمت پی دیگری بود این را نفهمیده بودم. ان شب منو و اشک و مهتاب تا صبح با هم نشستیم ایکاش یک خواب بد بود چیزی من دیده بودم تو اهل ان دوردستی من یک اسیر زمینی عشق زمین و افق را ایکاش زمین سنجیده بودم بی تو چه شب ها که تا صبح حسرت با تو بودن اندوه ویرانیت را تنها پرستیده بودم وقتی صدا کردی از دور با عشوه ای نادرت را ان لهجه نقره ای را ایکاش نشنیده بودم انگار تقصیر من بود حق با تو و اسمان است وقتی که تو میگذشتی از دور خندیده بودم اما به پروانه سوگند تنها تنها گناهم همینست جای تو بودم اگر من صد بار بخشیده بودم باید برایت دعا کرد اباد باشی و سرسبز ایکاش هرگز نبینی چیزی که من دیده بودم اندوه بی اعتنای چه یادگار عجیبی ست اما چه شب ها که ان را از عشق بوسیده بودم حالا بدان تو که رفتی در حسرت بازگشت یک اسمان اشک ان شب در کوچه پاشیده بودم هرگز پشیمان نگشتم ازانتخاب تو هرگز رفتی که شاید بدانم بیهوده رنجیده بودم حالا تو را به شقایق دیگر بیا کوچ کافیست جای تو بودم اگر من این بار بخشیده بودم........................... . |
About![]()
سلام به وبلاگ خودتون خوش اومدين. Archivesبهمن 1387دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 Links
sara jooooon |